شعر ولالایی
مامانم دوسم داره یه عالمه هر چی از مامان بگم بازم کمه
وقتی بابا سرکار یا سفره مامانم کمی کاراش زیادتره
مثل بابا منو گردش می بره مثل اون برام خوراکی می خره
صبحونه نون وپنیر به من می ده سیب پوست کنده با شیر به من می ده
می کنه قایم موشک بازی با من می کنه روی تشک بازی با من
بند کفشامو می بنده مامانم به کارای من می خنده مامانم
می بره منو به پارک تابم می ده وقتی که تشنه بشم آبم می ده
به من اب میوه ی خوشمزه می ده نمی دونی که چه قد مزه می ده
مامانم برام شیرینی می پزه کیک وتوفر روی سینی می پزه
شبا لالایی می گه تا بخوابم بعد می ذاره منو تو رخت خوابم
وقتی چشمامو روی هم می ذارم تو دلم می گم مامان دوست دارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شعر ولالایی
